تحلیل جنسیتی در ترویج و توسعه کشاورزی،برگرفته از کتاب رهیافتها و فنون مشارکت در ترویج کشاورزی و توسع
امروزه شواهد گسترده حاکی از ان است که زنان روستایی همانند مردان در سرتاسر جهان در گسترده ای از فعالیتهای تولیدی ضروری برای رفاه خانوار ، بهره وری کشاورزی ورشد اقتصادی درگیر می باشند. هنوز سهم ذاتی زنان در سیاستهای کشاورزی و تحلیلهای اقتصادی مرسوم ، کم ارزش و حاشیه ای تلقی می شود ، در حالی که سهم مردان محوری به حساب می اید واغلب تمرکز کارکردها به طور انحصاری بر مردان واقع است. زنان بطور معمول و نادرست ، در پیمایشهای آماری کشاورزی به لحاظ اقتصادی غیر فال در نظر گرفته می شوند.
خدمات ترویج کشاورزی اهمیت چندانی برای خدمات رسانی مطلوب به کشاورزان زن از نظر پوشش و اثر بخشی قایل نیستند.
سیاستگذاران و کارگزاران نهادی هنوز بر این باور هستند که غالبا مردان فعالیتهای کشاورزی را انجام می دهند و زنان تنها یک نقش حمایتی را ایفا می کنند. برای مثال یک تعریف رسمی به عمل امده برای کشاورزی در نیجریه در سال 1965 بیان می دارد که کشاورز، مرد بزرگسالی است که به کار کشاورزی مشغول است و ... زنان به عنوان کشاورز شناخته نمی شوند ، زیرا دسترسی ، کاربرد و کنترل منابع زراعی حق مردان است. این در حالی است که مطالعات انجام شده پیرامون کارکردهای زنان روستایی مبین این است که شغل اولیه وثانویه 92 درصد زنان روستایی ، کشاورزی می باشد و از این شما 74 درصد بر روی قطعات زمین جداگانه ای که مالک آن هستند ، فعالیت می کنند.
تحقیقات مشابه دیگری در مناطقی از هند نشان داد که بیش از 60 درصد عملیات کشاورزی به وسیله کشاورزان زن به انجام می رسد و به عبارتی بیشتر کشاورزان هند را زنان تشکیل می دهند اما این واقعیت در عرضه خدمات ترویجی و سایر خدمات حمایتی به کشاورزان زن مورد توجه قرار نمی گیرد.
در سایر مناطق روستایی درحالی که زنان عمده فعالین بخش کشاورزی را تشکیل می دهند ف اما در سیاستگذاری راهبردی و ارایه خدمات از جمله ترویج کشاورزی از سوی کارگزاران نهادی نادیده گرفته می شوند.
بررسی کارنامه ترویج در قرن گذشته به طور کلی نشان از توفیق نظامهای ترویجی در عرصه افزایش محصولات کشاورزی ، پرورش نیروی انسانی و ازدیاد محصولات تجاری و صادراتی دارد، با این حال کاستی هایی هم به چشم می خورد که به نوعی اغلب کنشگران ترویج از ان اگاهی دارند و انهم عبارت است از عدم ارائه خدمات شایسته به زنان روستایی و همینطور خرده مالکین ، کشاورزان بی زمین و جوانان روستایی .
درتوصیه نامه پایانی هفتمین سمینار علمی ترویج کشاورزی ایران در سال 1372 پیشنهاد گردید تا با توجه به این امر که قشر عظیمی از مولدین کشاورزی را زنان روستایی تشکیل می دهند ، جایگاه مناسبی برای اموزش و پرورش زنان روستایی در ساختار تشکیلاتی ترویج وزارت کشاورزی سابق اختصاص یابد. همچنین موکدا با توجه به نقش موثر زنان روستایی در تولید محصولات کشاورزی و وجود نیازهای اموزشی ویژه انان و همچنین خرده فرهنگهای خاص روستاهای کشور در توصیه نامه هشتمین سمینار علمی ترویج کشاورزی ایران این پیشنهاد به عمل امد که سرمایه گذاری لازم در جهت ارائه اموزشهای ترویجی مورد نیاز زنان روستایی از طریق کارشناسان و مروجان در مراکز استانها ، شهرستانها و مراکز خدمات و دهستانها به عنوان یک ضرورت مورد توجه قرار گیرد.
فائو در سال 1989 در مجمع مشورتی خود یکی از محورهای قابل بحث در راستای بهبود نظامهای ترویجی را تجدید نظر در گروههای ارباب رجوع ترویج می داند. انتظار می رود که سازمانهای ملی ترویج کشاورزی نیازهای تمام گروههای کشاورز را براورده نمایند. تخصیص مجدد منابع ترویج و طراحی دوباره برنامه های ترویج جهت براوردن نیازهای تمام گروههای کشاورزی با مشارکت بیشتر خانوارها و نهادهای کشاورزان در توسعه کشاورزی لازم است و در این زمینه در بسیاری از کشورها دو گروه بیشتر نیازمند توجه هستند: یک گروه زنان کشاورز معیشتی می باشند به ویژه انهایی که در خانواده سمت سرپرست را برعهده دارند و دیگری جوانان که که از نیازمندهای فناوری و آموزشی خاصی برخوردارند. این گروه پیوسته دسترسی اندکی به خدمات ترویجی دارند. در بسیاری از کشورها زنان سرپرست خانوارهای زارع در مناطق روستایی در حال افزایش است چون مردان در درازمدت به مشاغل خارج از بخش کشاورزی و مخصوصا در مناطق شهری – صنعتی روی می اورند. اکثریت این زنان در سطح زیر خط فقر زندگی می کنند و مسئول براوردن نیازهای فزاینده خانوارهای خویش می باشند. این زنان به علت وسعت وتنوع کاری از تقاضاهای زیادی ( از جمله نیازمندیهای ترویجی ) برخوردارند و منابع انها که در عمل دارای بهره وری پایین اقتصادی است ناچیز می باشد. سآنها نیازمند برنامه های ترویجی هستند که بتوانند بهره وری آنها را افزایش دهد و دسترسی انان را به منابع تولیدی میسر سازد تا در نتیجه با تسهیل برخی شرایط ، سطح درامد و کیفیت زندگی انان بالا رود. بعلاوه سایر زنان روستایی که بطور فعال به امور کشاورزی اشتغال دارند ، نیازمند دسترسی به خدمات ترویجی و خدمات حمایتی وابسته هستند تا کارایی و بهره وری انان افزایش یابد.به علاوه برنامه های ترویجی زنان و سایر خدمات حمایتی باید به نیازمندیهای انها در سطح خانوار و فعالیتهای غیر زراعی توجه نماید( برای مثال صنایع دستی و تولیدات خانگی ، تغذیه ، پرورش کودکان ، تنظیم ومدیریت خانواده ) .
پیمایش جهانی فائو از نظامهای ترویجی نشان داد که بطور متوسط کمتر از 7 درصد وقت و منابع ترویجی سازمانهای کشاورزی به زنان اختصاص یافته است. عاملین ترویج کشاورزی باید برنامه های اطلاعاتی ویژه ای را برای زنان طراحی نمایند. اگر چه زنان سهم عمده ای را در اجتماعات کشاورزی عهده دار هستند ، اما به ندرت از خدمات ترویج کشاورزی بهره مند می شوند ، دلایل این امر در کشورهای مختلف جهان و حتی در مناطق مختلف یک کشور متفاوت است . بسیاری از کشورها که کشاورزی شغل مشترک خانواده می باشد به تریج و به مرور زمان کارها بین زنان ومردان تقسیم شده است . مردان غالبا کارهایی از قبیل صاف و هموار کردن و شخم زمین را برعهده دارند در حالی که کشت ، وجین کردن وبرداشت محصول را زنان انجام می دهند و یا اینکه مردان به منظور کسب درامد بیشتری برای خانواده غالب اوقات در خارج از مزرعه مشغول به کار می شوند.
ظاهرا بدون در نظر گرفتن چنین شرایطی ، جلسات و نمایشهای ترویجی اغلب در زمانها و مکانهایی برگزار می شود که حضور مردان در ان راحت تر است ولی شرکت زنان با مشکلاتی همراه است. در برخی مناطق محصولات تحت پوشش ترویج وحیطه های موضوعی ترویج به فعایتهای زنان کشاورز مربوط است. با توجه به اینکه مشکلات عاملین ترویج در ارائه خدمات ترویج به زنان در نقاط مختلف متفاوت است بنابراین مروجان باید وضعیت محلی مخاطبان خود را ارزیابی کنند تا بتوانند طرحی را برای بهبود دسترسی کشاورزان زن به برنامه های اموزشی و نواوریها بیابند، در این راستا تحلیل جنسیتی می تواند به شناخت مستمر عاملین ترویج کمک کند .
در این راستا نکات زیر برای بهبود برنامه های ترویجی زنان قابل توجه هستند:
· شناسایی فعالیتهای زنان ، تحلیل شغلی و شکستن هر شغل به وظایف ، عملیاتها ، مهارتها و عناوین ، دسترسی به منابع وشرایط کاری انهتا به مدد تحلیل جنسیت و تعیین نیازها و اولویت بندی نیازها برای تسهیل براوردن آنا به عنوان هدف ترویج .
· شناسایی شبکه های غیر رسمی و نهادهای محلی زنان روستایی به عنوان مجرایی برای ارائه خدمات ترویجی به زنان و دسترسی به انها و تلاش در جهت توسعه ای شبکه از طریق بهبود توانایی ارتباط با منابع دانش و مهارت مدیریتی و توسعه ارتباطات نهادی با محیط نهادی پیرامون به عنوان هدف ترویج.
· تعهد نهادی در قبال زنان در فرایند سیاستگذاری و برنامه ریزی و ارئه خدمات ترویجی .
· تعیین زمان و مکان مناسب برای ارائه خدمات ترویجی و ارائه برنامه های ترویجی .
· تهیه مواد اموزشی و ترویجی مورد نیاز زنان کشاورز و رسانه های مناسب و قابل استفاده به وسیله کشاورزان زن .
· بهبود کمی وکیفی پرسنل ترویج از طریق آموزش ، استخدام و توسعه حرفه ای زنان در سازمانهای ترویجی و تربیت مددکاران و کمک مروجان زن در سطح روستاها با توجه به معیارهای مناسب و تحلیل جنسیتی در سطح نهادهای توسعه و ترویج.
ممنبع مقاله:وبلاگ انجمن علمی ترویج و آموزش کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه

