به منظور بررسي ميزان افت عملكرد ريشه و درصدقند ناشي از بيماري سفيدك سطحي، تعداد 10 ژنوتيپ در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در يك آزمايش فاكتوريل با سه تكرار در سال 1380 در کرمانشاه مورد مقايسه قرار گرفتند. ژنوتيپ ها يک فاکتور و سمپاشي در دو سطح, فاکتور ديگر را تشکيل دادند. براي ايجاد آلودگي مصنوعي از سوسپانسيون كنيديهاي قارچ استفاده شد و شش هفته پس از استقرار عامل بيماري شاخص آلودگي براي تيمارها تعيين گرديد. نتايج نشان داد، ژنوتيپهايي كه با سم كنترل شدند عملكرد ريشه بالاتري داشتند. به طور كلي سمپاشي باعث افزايش 16.5 درصد عملكرد ريشه گرديد. پاسخ ژنوتيپها به كنترل شيميايي در افزايش عملكرد ريشه بسيار متفاوت بود و افزايش عملكرد ريشه، از 0.5 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233 B41K تا 19.7 تن در هكتار در ژنوتيپ 7233P.107 مشاهده شد. عكس العمل ژنوتيپها در مورد صفت درصدقند نيز متفاوت بود و در تيمارهاي سمپاشيشده درصدقند افزايش يافت، به طوري كه در ژنوتيپ7233 P .107 ميزان درصدقند حدود 2.2 درصد نسبت به شرايط سمپاشي نشده افزايش نشان داد.
ريزومانيا يكي از مخربترين و پرخسارتترين بيماريهاي مهم چغندرقند مي باشد كه در مناطـق مختلف كشور بويژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شيوع كرده وگزارشــاتي نيز مبني بر صحت وجود اين بيماري قيد شده است . بيماري ريزومانياي چغندرقند كه بخـــاطرعلا مت بيماري (پرمويي و ريش بزي شدن) در دو طرف ريشه اصلي به ديوانگـــــــي ريشه موسوم است...
و به جهت كوتوله شدن ريشـه و ادامه رشد ريشه در قسمت سطحي خاك محصول برداشتي خيلي كم ميشود و شديداً عملــكرد شكـر در هكتار كاهش مي يابد و عدم رعايت اصول كنترلــــي و كاهش بيماري عمــلاً كشت چغندر قند را دركشور به مخاطره خواهد انداخت.

علائم بيماري و تشخيص مزرعه اي :
در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لكه هاي سفيد و زردي در اطراف رگبرگها بوجود ميآيد كه از علائم اوليه بيماري مي باشد ، برگها ممكن است چروكيــــده و پژمرده شوند و بدون سبزينه باشند ، بعضي وقتها برگهاي كوچكتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تكثير يابند. زردي عمومي معمولاً در برگها اتفاق مي افتد و بجهت اينكه ريشه هاي آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذايي در كمبود هستند، نشانه هاي معمول برگي ، شبيه به استرس آبي يا كمبود نيتروژن هستند. در ســطح پيشرفته بيماري، علائم بيماري شامل كوتوله شدن ريشه گياه و انشعاب بيش از حد ريشــه هاي جانبي مرده و پوسيده در اطراف ريشه (غده ) اصلي است كه به آن ظاهري ريش دار ميدهد، با آلودگــي هاي بعدي ريشه هاي ذخيره اي گياه اغلب پوسيده ميشوند و در زير سطح خاك بهم فشــرده مي گردند و غده شكل ليوان ( جام شراب ) را به خود ميگيرد و حلقه هاي آوندي نيز ضمن چوبي شدن ظاهــري تيره رنگ (قهوه اي) به خود مي گيرد، در بعضي اوقات رگبرگـــها كمي زرد رنگ شده و حالت ايستاده پيدا مي كنند، حالت بد شكلي در برگها نيز مشاهده شده و منجر به رشد غير عادي بافت طوقه گياه ميشود ، امكان سستي و پژمردگي بدون تغيير رنگ در برگ هاي گياه در مراحل بعدي وجود دارد و در برخي از موارد بندرت علائم زردي رگبرگي مشخص همراه با لكه هاي نكروتيك نيز قابل مشاهده است اين علائم حتي درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بيماري هستند.
با وجود تاثير بسيار خوبي كه سموم كلره بر آفت كرم برگخوار چغندرقند دارد، به علت دوام زياد روي گياه و وجود باقيمانده سموم توصيه نمي شود.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)، براساس تحقيقات انجام شده توسط پژوهشگران كرم برگخوار چغندرقند به قسمت سبز گياه حمله مي كند و نحوه خسارت بدين ترتيب است كه كرم هاي ريز در ابتدا بصورت دسته جمعي از قسمت زير و يا روي برگ ها تغذيه و آنها را به صورت توري، نازك درمي آورند و به تدريج كه بزرگتر مي شوند و خوراك آنها بيشتر ميشود، بصورت دسته جمعي براي پيدا كردن غذا به حركت درمي آيند و در تمام سطح مزرعه پخش مي شوند و از كليه قسمت هاي برگ تغذيه ميكنند و گاهي نيز ساقه ها و سرريشه ها نيز آسيب مي بينند.
اين آفت كه داراي نام علمي كارادرينا و نامهاي محلي رهه، راهو، منجه، كوخ و قورت است علاوه بر چغندرقند به گياهان زراعي ديگري چون اسفناج، بادمجان، پنبه، سيب زميني، گوجه فرنگي، يونجه، كتان، كنجد، آفتابگردان، ذرت، لوبيا و بعضي از علف هاي هرز از قبيل پيچك، تاج خروس و هفت بند آسيب مي رساند.
شخم عميق زمين پس از برداشت محصول، از بين بردن علف هاي هرزي كه پناهگاه آفت هستند و سمپاشي مزرعه از روشهاي كنترل و از بين بردن اين آفت است.
همچنين بهترين زمان مبارزه عليه آفت كارادرينا هنگامي است كه آفت تخمريزي كرده و حتي مقداري از تخم ها باز و لاروها از آن خارج شده باشند، بنابراين از اواسط ارديبهشت ماه كه زمان بروز اين آفت است، بايد مزرعه به دقت بررسي شود.
به غير از سموم كلره، سموم ديگري از جمله كارباميل 85 درصد به ميزان 3 كيلوگرم، فوزالن 35 درصد به ميزان 3 ليتر و اتريمفوس 50 درصد به ميزان 1 تا 5/1 ليتر در هكتار در 400 تا 800 ليتر آب قابل توصيه هستند.
منبع